خبر روز

خبر روز | دیالوگ‌های برتر سریال Squid Game و تصاویر

سریال Squid Game این روزها به عنوان سریالی یاد می‌شود که نقد صریحی از سرمایه‌داری دارد؛ با داستان و شخصیت‌هایی که اختلاف طبقاتی کره جنوبی را به نمایش می‌گذارند. البته این نکته را هم بگوییم که Squid Game به عنوان یک سریال منتقد از سرمایه‌داری، یکی از پربیننده و پرطرفدارترین سریال‌های نتفلیکس است که کاربران زیادی را به نتفلیکس جمع کرده و نسخه‌ی آمریکایی آن نیز در راه است.

۱۰- «من این بازی‌ها رو قبلا انجام داده‌ام.» – گی‌هون در قسمت اول فصل دوم

گی‌هون این دیالوگ را در اولین بازی فریاد می‌زد تا به دیگر شرکت‌کننده‌ها ثابت کند او بازی‌ها را بلد است و باید به او اعتماد کنند تا جانشان را نجات دهد. گی‌هون در این لحظه هدفی دارد که مادی نیست و تنها هدفش این است که بازی‌ها را نابود کند تا دیگر آدم بیشتری کشته نشود.

۹- «ما در جهنم هستیم و در جهنم قانونی وجود ندارد.» – دئوک سو در قسمت هفتم فصل اول

دئوک سو وقتی در بازی سنگ‌فرش‌های شیشه اول صف بود، از حرکت می‌ایستد تا زمانی بازی جلو برود و افرادی که پشت سر او هستند حذف شوند. دوک سو از ابتدای سریال به عنوان یک فرد شرور به مخاطبان معرفی شد و در بازی‌ها نیز شرارت او بیشتر شد، شاید چون واقعا محل بازی‌ها واقعا یک جهنم خوش رنگ و لعاب است.

۸- «داداشم مین‌سو، تو می‌توانی انجامش دهی.» – نام-‌گیو در قسمت اول فصل سوم

درست است که همچین دیالوگ را اول تانوس به مین‌سو می‌گوید، اما زمانی که نام-‌گیو آن را می‌گوید، چیزهای بیشتری می‌شود از آن فهمید. از همان ابتدا آشکار است که نام-گیو در حال تقلید از تانوس است، با لحنی آمیخته به تمسخر؛ با این حال، این رفتار بلافاصله نشان می‌دهد که نام-گیو در وضعیتی خشونت‌آمیز از توهم قرار دارد. در این لحظه، او احساس قدرت می‌کند؛ اکنون صاحب مواد مخدر تانوس است و دیگر به دوست فقیدش وابسته نیست، اما به‌ زودی فشار روانی او را از پا در خواهد آورد.

۷- «چون اگر الان بیرون بروم، باید با چیزهای ترسناک‌تری رو به رو شوم.» – سه-می در قسمت پنجم فصل دوم

وقتی مین‌سو از سه-می می‌پرسد که چرا هنوز رای به ادامه‌ی بازی‌ها می‌دهد، این دیالوگ را می‌گوید. درباره‌ی پیچیدگی‌های بدهی او چندان صحبتی نمی‌شود، اما وضعیت او شای به گونه‌ای با دیگر شرکت‌کننده‌ها مشترک باشد، دنیایی که برگشتن به آن از رو به رو شدن با بازی‌های مرگ‌بار ترسناک‌تر است. در واقع این شرکت‌کنندگان در بیرون بدون هیچ شانسی بازنده‌اند، اما در بازی‌ها، با زندگی خود قمار می‌کنند تا کورسوی امیدی برای برنده شدن داشته باشند.

۶- «ما اسب نیستیم، ما انسانیم… » – گی‌هون در قسمت ششم فصل سه

آخرین دیالوگ‌های گی‌هون آرک داستانی او را خلاصه می‌کند؛ از بار اولی که او را دیدیم که روی اسب‌ها شرط‌بندی می‌کند تا زمانی که قسم می‌خورد خالق بازی‌ها را پیدا کند. او متوجه شده که نمی‌تواند خودش و نوزاد جون-هی را باهم نجات دهد، برای همین تصمیم می‌گیرد تا جان خودش را فدا کند. قبل از این که خودش را به پایین بیندازد، نطقی از انسانیت را برای بینندگان بازی می‌گوید.

۵- «بازیکن شماره ۴۵۶، از بازی در نقش قهرمان لذت بردی، حالا شاهد عواقبش باش.» – فرانت من در قسمت هفتم فصل دوم

گی‌هون در طول سریال با حس شدیدی از غرور و مسئولیت دست‌و‌پنجه نرم می‌کرد و باعث می‌شد احساساتش را با شدت بیشتری تجربه کند. ین‌که بسیاری از دوستانش را مرده دیده، تنها این احساسات را تشدید می‌کند؛ اما شخصیت واقعی‌اش زمانی برایش عیان می‌شود که فرانت من آن را به رویش می‌آورد. وقتی گی‌هون و جونگ-به شکست خوردند، تسلیم سرنوشت می‌شوند و گی‌هون آماده‌ی مرگ است. با این حال، سرنوشتش حتی از مرگ هم بدتر است، چرا که ناچار می‌شود عواقب تصمیماتش را به چشم ببیند؛ و دوست صمیمی‌اش مقابل چشمانش گلوله می‌خورد.

۴- «باران خوب بهترین زمان برای بارش را می‌داند.» – یکی از افراد VIP در قسمت نهم فصل اول

این جمله توسط یکی از مهمانان  VIPزمانی بیان می‌شود که نخستین قطرات باران در جریان بازی نهایی میان گی‌هون و سانگ-وو شروع به باریدن می‌کند. این عبارت اغلب با شاعر چینی دا فو مرتبط دانسته می‌شود و به چرخه‌ی طبیعت و آمدن باران در فصل بهار، زمانی که زمین بیشترین نیاز را به آن دارد، اشاره می‌کند. البته معنای این شعر هیچ ربطی به این موقعیت در سریال ندارد و تنها کاربردی دراماتیک دارد.

۳- «من کسی نیستم که این‌ها را دور می‌ریزم.» – استخدام‌کننده در قسمت اول فصل دوم

استخدام‌کننده یکی از شخصیت‌های جذاب سریال Squid Game است چون که تنها در حاشیه‌ی بازی قرار دارد و کارهایش مرموز به نظر می‌رسند. در آغاز فصل دوم، او به سراغ کارتن‌خواب‌ها می‌رود و انتخابی ساده پیش پایشان می‌گذارد: یک تکه نان یا یک بلیت بخت‌آزمایی. در ادامه می‌بینیم که اکثرا بلیت را انتخاب می‌کنند و نان‌های دست‌نخورده را با پا خرد می‌کند. وقتی یکی از مردان از او می‌پرسد چرا غذایی که هنوز قابل خوردن است را دور می‌ریزد، او با این جمله پاسخ می‌دهد.

۲- «آدم‌های کارهای بدی می‌کنند، اما آن‌ها دیگران را مقصر می‌دانند و در آرامش زندگی خودشان را ادامه می‌دهند. اما از طرفی آدم‌های خوب حتی سر چیزهای کوچک خودشان را سرزنش می‌کنند.» – گئوم-جا در قسمت سوم فصل سوم

گئوم-حا که به تازگی پسرش را کشته، می‌خواهد به گی‌هون دلداری دهد که حس گناه سراسر وجودش را گرفته است. زمانی که او در حال توضیح دوگانگی ذات انسان است، به‌وضوح شخصیت پسرش در ذهنش حضور دارد؛ او می‌دانست که پسرش انسانی بود که روی کوچک‌ترین اشتباهات مدام فکر می‌کرد و حتی باور داشت خطاهای دیگران نیز به‌نحوی تقصیر خودش بوده‌اند. او همان ویژگی‌ها را در وجود گی‌هون نیز می‌بیند و با مهربانی مادرانه، حمایتش می‌کند.

۱- «وقتی بچه بودیم، من و تو عادت داشتیم که اینجوری بازی کنیم و مادرهامون برای شام صدایمان می‌کردند. هیچ‌کس دیگر صدایمان نمی‌کند.» – سانگ-وو در قسمت نهم فصل اول

زمانی که سانگ-وو بر روی زمین افتاده تا کم‌کم به استقبال مرگ رود، یکی از غمگین‌ترین دیالوگ‌های سریال Squid Game را می‌گوید. در طول بازی سانگ-وو با استفاده از هوش خود به فردی بی‌رحم و بی‌عاطفه تبدیل شد؛ او به عمد احساساتش را کنار گذاشت تا بقا پیدا کند، مثل لحظه‌ای که در تیله‌بازی علی را فریب داد. با این حال، گذشته‌ی او با گی‌هون فراتر از بازی‌هاست؛ آن دو از دوران کودکی بهترین دوستان یکدیگر بوده‌اند. در لحظه‌ای که سانگ-وو درمی‌یابد یکی از آن‌ها باید بمیرد، سرانجام از موانع درونی‌اش رها می‌شود و با اندوهی عمیق، به خاطرات کودکی‌شان بازمی‌گردد.

منبع: گیمفا

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *