قندی که شیرین نیست؛ بررسی و نقد فصل دوم «وحشی» با بازی جواد عزتی و نگار جواهریان

به گزارش گلی شی اخیرا قسمت سوم سریال «وحشی» منتشر شده، اثری که مخاطب مدت طولانی منتظرش بوده است. فصل دوم، آزادی داوود را نقطه آغاز خود قرار میدهد؛ آزادیای که بیش از آنکه نوید رهایی باشد، مقدمهای برای نابودی کامل این شخصیت به نظر میرسد. روندی که قرار است داوود را به تجسمی تمامعیار از وحشی بودن تبدیل کند.

کارگردانی خوب با شخصیت پردازی ضعیف
از نظر اجرا، کارگردانی و فضاسازی قصه هر جلوتر میرود بهتر میشود. «وحشی» ریتم جذابی دارد که در هر قسمت تنشها را به اوج میرساند و در پایان قلابی ایجاد میکند تا مخاطب تشویق به ادامه تماشا شود. سریال «وحشی» شخصیت محور است و روایات بر اساس کاراکترها جلو میرود. تغییرات شخصیتهای داوود و رها بعد از پنج سال بنمایه اصلی داستان را شکل میدهد. در ادامه قصه با بیرحمی میخواهد ثابت کند که داوود از طرف جامعه و انسانها طرد شده است. شخصیتی ترحم برانگیز که کسی از آن خوشش نمیآید اما نیاز به دلسوزی دارد. همچنین سریال به دنبال این که نشان دهد اگر داوود به کاراکتری وحشی تبدیل شود جامعه نیز مقصر است.

در ادامه داروخانه تبدیل به جایی میشود که فروپاشی روانی داوود را رقم میزند و مخاطب را وادار به همراهی میکند. در عین حال مقدمهای میشود تا نفرت بیننده از رها جهانشاهی به اوج برسد. ضربه نهایی جایی به داوود اشرف وارد میشود که او رها را به رقیبش میبازد.
داوود در قسمتهای ابتدایی فصل اول شخصیتی معرفی شده که به دنبال آرامش میگشت و هر لحظه سعی میکرد از چالش فرار کند. او در فصل دوم آنقدر مشکلات ایجاد میکند که کسی باورش نمیکند. در واقع به نظر میرسد هومن سیدی میخواهد دلسوزی مخاطب نسبت به داوود اشرف را با قصه همراه کند، اما آنچه باقیمانده در قسمتهای پخش شده رفتار غیر منطقی است.



