خبر روز

خبر روز | تصاویر کارگردان‌های فوق‌العاده و آثار افتضاح آنها

تا به حال اسامی بزرگی در سینما روی صندلی باارزش کارگردانی نشسته‌اند. امروز می‌خواهیم ثابت کنیم که حتی بزرگ‌ترین نوابغ هم می‌توانند اشتباه کنند و آثار افتضاحی را برای طرفداران خود به ارمغان بیاورند.

۱) عنوان ۱۹۴۱ به کارگردانی استیون اسپیلبرگ: اشتباهی دردناک برای کارگردان نابغه سینمای بلاک باستر

فیلم ۱۹۴۱ ساخته استیون اسپیلبرگ به عنوان یک اشتباه بزرگ در کارنامه‌ کارگردانی شناخته می‌شود که در غیر این صورت برای شاهکارهایش معروف است؛ یک کمدی شلوغ و خودخواهانه که زیر وزن افراط‌گری‌های خودش از هم می‌پاشد. این فیلم که با هدف ساخت یک کمدی پرسروصدا و پرفروش در روزهای پرهرج‌ومرج پس از حمله به Pearl Harbour ساخته شد، به جای تمرکز روی روایتی منسجم و رشد شخصیت‌ها، با صحنه‌های پیاپی و پرسر و صدا پر شده است.

۲) فیلم The 15:17 to Paris اثر کلینت ایست‌وود: به صحراهای وسترن بازگرد

عنوان The 15:17 to Paris شکستی عجیب در کارنامه بی‌نظیر کلینت ایست‌وود است؛ این اثر یک آزمایش جالب اما عمیقاً ناقص است که تحت وزن بلندپروازی مفهومی خودش نابود می‌شود. تصمیم ایست‌وود برای بازی گرفتن از قهرمانان واقعی ماجرا به طرز فاجعه‌باری اشتباه از آب درمی‌آید و منجر به ایفای نقش‌هایی می‌شود که اغلب خشک، از نظر احساسی پوچ و عاری از ظرافتی است که بازیگران حرفه‌ای می‌توانستند ارائه دهند.

۳) فیلم Juno and the Paycock ساخته آلفرد هیچکاک: استاد، اینجا چه کار می‌کنی

عنوان Juno and the Paycock نشان می‌دهد که حتی نابغه‌ای مانند هیچکاک هم می‌تواند زباله‌ای سینمایی ارائه دهد؛ یک اقتباس ضعیف که در فراتر رفتن از ریشه‌های تئاتری خود ناکام می‌ماند و تقلای کارگردان را با موضوعی که کاملاً با استعدادهایش ناسازگار است به نمایش می‌گذارد. این عنوان بر اساس نمایشنامه تحسین‌شده شان اوکیسی ساخته شده است. عمدتاً به یک دکور واحد آپارتمان محدود شده و با کارگردانی بی‌علاقه هیچکاک که چیزی بیش از فیلمبرداری ساده از بازیگران در حال گفتن دیالوگ نیست، فلج می‌شود.

۴) فیلم Alien 3 به کارگردانی دیوید فینچر: من را در سیاهی فضا رهایم کنید

عنوان Alien 3 ساخته دیوید فینچر، به عنوان گواه آشکاری بر این است که چگونه دخالت استودیو و یک اثر مشکل‌دار می‌تواند حتی مستعدترین استعدادها را از مسیر خارج کند و منجر به فیلمی شود که به میراث پیشینیان خود و درخشش کارگردانش خیانت می‌کند. از همان ابتدا، این پروژه با آشوب مواجه بود. چندین فیلمنامه و کارگردان در گردش بودند قبل از آنکه فینچر جوان، که آن زمان تنها برای موزیک ویدیوهایش شناخته می‌شد، برای مدیریت یک روایت در حال تغییر از راه رسید.

۵) عنوان A Good Year اثر ریدلی اسکات: از میادین گلادیاتوری تا زباله‌ای که نباید دیده شود

فیلم A Good Year ساخته ریدلی اسکات، یک شکست عجیب در کارنامه کاری کارگردانی است که شاهکارهایی مانند Blade Runner و Gladiator را خلق کرد. این اثر یک کمدی رمانتیک سردرگم و سست که سعی در شیرین نشان دادن روایت خود دارد. ایراد بنیادی در یک ناهماهنگی فاجعه‌بار بین استعداد و روایت نهفته است.

۶) فیلم Boxcar Bertha ساخته مارتین اسکورسیزی: کارگردان این فاجعه سینمایی Goodfellas را ساخت

عنوان Boxcar Bertha ساخته مارتین اسکورسیزی، به عنوان یک شکست جذاب اما عمیقاً افتضاح در کارنامه کاری کارگردانی شناخته می‌شود که سینمای آمریکا را بازتعریف کرد! فیلمی که شکست‌های هنری آن خطرات یک استعداد دوراندیش را که توسط خواسته‌های تجاری محدود شده، به نمایش می‌گذارد. این اثر که به عنوان یک تلاش تولید شده توسط راجر کورمن برای سرمایه‌گذاری روی موفقیت فیلم‌های Bloody Mama و Bonnie and Clyde ساخته شد، اسکورسیزی را در تنگنای خلاقانه‌ای قرار داد.

۷) عنوان The Ladykillers به کارگردانی برادران کوئن: کارگردان برای زباله خود افسانه می‌طلبد

فیلم The Ladykillers ساخته برادران کوئن… اثری فراموش‌شده که بهتر بود هرگز کسی به آن اشاره نکند؛ یک بازسازی با لحنی سردرگم و بیش از حد گسترده که پتانسیل خود را روی کاریکاتور و افراط به جای کمدی سیاه ظریف اثر اصلی تلف می‌کند. در حالی که جوئل و ایتان کوئن شاهکارهای متعددی خلق کرده‌اند، تلاش آنها برای پیوند زدن اثر کلاسیک ۱۹۵۵ استودیوهای Ealing به جنوب آمریکا، منجر به خلق اثری شد که هم نسبت به منبع اصلی خود بی‌احترام و هم از هویت خودش نامطمئن به نظر می‌رسد.

منبع: گیمفا

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *