احمد مهرانفر؛ یک بازیگر بزرگ در قابی کوچک

احمد مهرانفر همچنان یکی از توانمندترین بازیگران نسل خود است، اما نقش او در سریال «صفا با خانواده» نشان میدهد که حتی بازیگران بزرگ هم گاهی در قابهایی کوچکتر از استعدادشان گرفتار میشوند. شخصیت صفا بیش از آنکه تازه باشد، یادآور نقشهای آشنای گذشته اوست.
بیایید روراست باشیم؛ وقتی اسم احمد مهرانفر میآید ناخودآگاه لبخند روی لبمان مینشیند. این آدم اصلا یک جوری در دل مخاطب ایرانی جا باز کرده که به این راحتیها پاکشدنی نیست. برای خیلی از ما، او همیشه همان «ارسطو عامل» خوشقلب، پرشر و شور و البته کمی بدشانس سریال پایتخت است که با لحن خاص و تکیهکلامهایش، سالها در نوروز مهمان خانههایمان بود. اما اگر پرونده کاری این بازیگر را کمی دقیقتر ورق بزنیم، متوجه میشویم که مهرانفر خیلی بیشتر از یک بازیگر کمدی تلویزیونی است؛ او یک پتانسیل خالص و یک استعداد تمامعیار است که از دل تئاتر بیرون آمده.
کارنامهای که با نقشهای کوچک بزرگ شد
راستش را بخواهید، نوشتن از بازیگری که کارنامهاش پر از نقطههای عطف جذاب است، کار هیجانانگیزی است. مهرانفر از آن دست بازیگرانی نیست که یکشبه ره صدساله را رفته باشند. او خاک صحنه خورده است. از سال ۱۳۷۸ که کارش را حرفهای شروع کرد، کنار غولهای تئاتر و سینما قد کشید. یادتان هست در «نان، عشق و موتور ۱۰۰» چطور با همان حضور کوتاهش در ذهنها ماندگار شد؟ یا در «آتشبس» که نقش یک ترنس را با چنان ظرافت و حساسیتی بازی کرد که در آن سالها واقعا جسورانه و بدیع بود؟ مهرانفر همیشه نشان داده که استاد درآوردن جزئیات است. او حتی در فیلم سنگین و تلخی مثل «درباره الی»، با وجود کوتاه بودن نقشش، توانست اضطراب و استیصال یک مرد در بحران را به واقعیترین شکل ممکن به تصویر بکشد.

این آدم از نظر تکنیک بازیگری، چیزی کم ندارد. وقتی در «ماجرای نیمروز» آن نقش جدی و متفاوت را با تهلهجهای خاص و یک آرامش درونی عجیب بازی کرد، خیلیها انگشت به دهان ماندند که آیا این همان ارسطوی پرجنبوجوش است؟ یا در فیلمهایی مثل «خجالت نکش» و «دینامیت» که نشان داد چطور میتواند نبض خنده تماشاگر را در دست بگیرد و با یک نگاه یا مکث ساده، سینما را روی هوا ببرد. پس تا اینجای کار همه همعقیدهایم: احمد مهرانفر یک بازیگر ششدانگ، درجهیک و بهشدت منعطف است.
هنرمندی که سطح انتظار را بالا برده
اما… همیشه در نقد و بررسیها یک «اما»ی بزرگ وجود دارد که باید به آن پرداخت. این روزها، شاهد پخش سریال جدیدی از او هستیم به نام «صفا با خانواده». طبیعتا وقتی نام احمد مهرانفر به عنوان یکی از وزنههای اصلی یک سریال کمدی-خانوادگی به میان میآید، سطح توقعات ما به عنوان مخاطب سر به فلک میکشد. ما منتظریم تا دوباره غافلگیر شویم، منتظریم تا یک تیپ یا شخصیت جدید و ماندگار را ببینیم که تا سالها تکیهکلامهایش را در خیابان تکرار کنیم.
اما شخصیت «صفا» این بار آن غافلگیری همیشگی را به همراه نداشت. این نقش بیشتر از آنکه چیز تازهای رو کند، آینهای از تیپهای آشنای قبلی مهرانفر است — انگار که او دارد دوباره همان مسیرهای امن گذشته را تکرار میکند. شاید مشکل از بازیگری او نباشد، بلکه از فیلمنامهای باشد که فضای کافی برای نمایش تمام لایههای این هنرمند فراهم نکرده است.
با این حال، حتی در همین قاب کوچکتر هم میشود رگههایی از همان تکنیک و ظرافت همیشگی مهرانفر را دید. شاید سوال اصلی این نباشد که او چقدر خوب بازی کرده، بلکه این باشد که چرا بازیگری با این ظرفیت، باید در نقشهایی بازی کند که کمتر از توانش هستند؟



